وداع
بهم گفت:
من تو را توی قلبم نمی کشم
چون اونطوری یه چیزی ازت به جا می مونه
تو را از قلبم بیرون می کنم
اونجوری دیگه چیزی ازت باقی نمی مونه
قبول کردمنمی دونم چی فکر می کردم
اما اون تونست و من نتونستم
این سوختن را پایانی نیست...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 14:59 توسط پروانه
|