این روزها عجیب احساس انزوا دارم

احساس می کنم از همه عقب موندم

به گوشه ای خزیدم و ....

احساس می کنم همه دارن از زندگیشون لذت می برن جز من

همه زندگی می کنن جز من

همه می دونن چطوری زندگی کنن جز من

شدم مثل یک روستایی که تازه به شهر رسیده و از هیچی سر در نمی آره

احساس می کنم خیلی عقب افتادم

اصلا حال خوبی ندارم

در همین حال و هوا سر و کله کسانی توی زندگیت از گذشته پیدا می شه که

اصلا دلت نمی خواست الان تو را توی این حالت ببیبند

نمی دونم چه حکمتی توشه

ولی حالم اصلا خوب نیست

حتی قدرت تصمیم گیریمو از دست دادم

دچار نوعی وسواس شدم

خدا خودش کمکم کنه...