امشب شب تولدته

امیدوارم همسرت برایت جشن شایسته ای بگیرد

آنچنان که تو لایق آنی

من به یادتم و برات بهترین آرزوها را دارم

نمی دانم تو نیز به یاد من هستی یا نه!

اما می خواهم بدانی

گرم یادآوری یا نه

من از یادت نمی کاهم

هیچ وقت درک نمی کنی چه بر من گذشت

زمانی که پارسال درست روز تولدت بهم خبر دادن که ازدواج کردی

و الان دقیقا یک ساله که آتشی در وجودم شعله می کشد و آرامم نمی گذارد

تا آخر جهنم خدا رفتم

روزها و شبهایی که فکرش را هم نمی کنی

خدایا واقعا چه بر من گذشت؟

اما امشب

در این شب مقدس آرامم

چراکه به لطف پروردگار مهر

عشقت را از زیر غبار کینه، غرور، حسرت و یا شاید حسادت بیرون کشیدم

اجازه دادم سراسر وجودم را لبریز کند

و در تک تک لحظات زندگی ام جاری شود

و نسبت به همه انسانها



این روزها کمی آرامترم

تصمیم گرفتم به سرچشمه عشق

به شعور حاکم بر هستی اعتماد کنم

و ادامه دهم

صادقانه

با قلبی آکنده از عشق تو

که شاید لایق آن نبودی

شاید لایق بهتر از این بودی

اما مهم اینجاست که آرامم

و عاشقانه این شب عزیز را در تنهایی ام جشن می گیرم

ببخش که نمی تونم با تو تماس بگیرم یا پیامی بزنم

ای کاش تو هم در عشق پیش روی

و در نمادهای آن گیر نکنی

خودش را دریابی

چراکه تو هم عاشقی کردی

همه خاطرات عاشقانه و قشنگمان تا ابد جاودانه خواهند ماند

با همه آرزوهای قشنگ برای تو

طلب همه نیکی ها از جهان هستی برایت

جشن کوچکم را به پایان می رسانم

دوستت دارم

تولدت مبارک